شرف الدين على يزدى

26

ظفرنامه ( فارسى )

عالم امر آن است كه او را جسم و جان نباشد و عالم خلق بر خلاف آن ، أَلا لَهُ الْخَلْقُ وَ الْأَمْرُ تَبارَكَ اللَّهُ رَبُّ الْعالَمِينَ « 1 » . پس اهل شرع گويند كه اول كسى كه از سراپردهء قدم ، قدم بر عرصهء وجود نهاد و به صحراى ظهور جلوه كرد ، قلم بود كه « اوّل ما خلق اللّه القلم » عبارت از آن است ؛ و اهل تصوف گويند كه اول چيزى كه مخلوق شد نور محمّد مصطفى - صلوات اللّه و سلامه عليه - بود ، كما قال : « اوّل ما خلق اللّه نورى » 14 ؛ و حكما گويند اوّل چيزى كه خداى تعالى آفريد عقل كل بود و در تحقيق اين هرسه سخن بسيار است و حقيقت همه يكى است و تعدّد به اعتبار صفات است كه هريك از قوم مذكور بر مسمّى اسمى اطلاق كرده‌اند . هريك به اعتبارى و عالم امر و خلق هردو را از عقل كل باديد « 2 » گردانيد و از عقل كل ، نفس و هيولا و عناصر اربعه را باديد « 3 » گردانيد ، پس اطباق سبع شداد بىعلاقهء عماد افراشت اللّه الّذى خَلَقَ السَّماواتِ بِغَيْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَها « 3 » و هيأت افلاك را كه محلّ كواكب است به درر و لآلى ثوابت و سيّارات بياراست و كرسى را كه فلك ثوابت گويند بر زبر هر هفت بداشت كه وَسِعَ كُرْسِيُّهُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ « 4 » و آن را به انوار نجوم ثوابت روشن گردانيد و از استراق سمع مرده و شياطين مصون و محفوظ داشت ، حيث قال عزّ شأنه : إِنَّا زَيَّنَّا السَّماءَ الدُّنْيا بِزِينَةٍ الْكَواكِبِ وَ حِفْظاً مِنْ كُلِّ شَيْطانٍ مارِدٍ « 5 » و كيفيت سير كواكب سبعه هريك در طول و عرض مقرّر گردانيد و از ميان ايشان مرتبهء نيّرين اكبر و اصغر را پيشتر ساخت تا عرصهء جهان نيز از لمعان ايشان ، - ليلا و نهارا - روشن و منوّر گشت و هريك از اين جمله را بر فلكى پرورش داد تا به تسبيح و تقديس او قيام نمايد . [ نظم ] ستايش كه داند سزاوار او * كه چرخ است سرگشته در كار او ز ذات و صفاتش كس آگاه نيست * خرد را به درگاه او راه نيست خورشيد جمشيدوش را بر طارم چهارم ، افسر فرخندگى داد كه وَ الشَّمْسُ

--> ( 1 ) . اعراف / 54 . ( 2 و 3 ) . متن بازديد ؛ تصحيح قياسى . ( 3 ) . لقمان / 10 . ( 4 ) . بقره / 255 . ( 5 ) . صافات / 5 و 6 .